تبليغاتX
اعلان قیام
این وبلاگ فیلتر شده و برای مطالعه اعلامیه ها و اطلاعیه های سازمان علم حق و عدالت میتوانید عدد ۲ را به این آدرس اضافه کنید و خواننده وبلاگ جدید باشید.. ضمنا در وبلاگ جدید آخرین ورژن نرم افزار فیلتر شکن اولتراسورف   download  ultra surf 9.6 در قسمت پیوندهای وبلاگ جدید موجود می باشد میتوانید آنرا دانلود کنید .

http://www.atava-arta2.blogfa.com

توسط جاهليني فيلتر شده كه فكر ميكنند ميتوانند جلوي حركت حق و عدالت را بگيرند و يا لحظه اي اين حركت را متوقف كنند !!

.....

گر همگان با تمامي ذرات وجودشان چه در موجودات جان و چه جهان نيمه جان هرگز قادر به ايستادگي در برابر حركت (( حق و عدالت ))نبوده و نيستند زيــــرا كه اين راه به پر تواني فَراباز راه انساني است،

نوشته شده توسط همراه  | لینک ثابت |

نوشته شده توسط همراه  | لینک ثابت

(( 8 )) شنبه شانزدهم آبان 1388 20:49

آري اينها مختصري از اصول و قواعد همان انقلابي است كه راهبر در چهل سال قبل آن را زنده كرد و اينها همه آموخته هاي انقلاب فرهنگي اوست كه نه در گوشت و استخوان بلكه در روح بشريت و رهروان اين انقلاب جاي گرفته و حتي مرگ هم توانايي نابودي آن را ندارد زيرا مرگ نيز يكي از اصول اين انقلاب است . او اين انقلاب را زنده كرد و جان بخشيد بدون اينكه جاني از مردم گرفته شود يا قطره اي خون ريخته شود و بي آنكه كسي در بند زندان بيفتد و بي انكه دين و اعتقادات و فرهنگ چندين هزار ساله ملتي را به بازي و تمسخر بگيرد و با شعار آزادي از چنگال كشورهاي اروپايي و آمريكايي و دستيابي به استقلال و جمهوري اسلامي آنان را بفريبد و ملت و منابع كشور را به دولتهاي خونخوار شرقي مانند روسيه و چين و كشورهاي عربي تقديم كند تا با نام غرب ستيزي و نشان دادن آنها به شكل دشمنان اسلام و ملت ايران به سلطه جوييها و خونخواري هاي خود دوام بخشد و غافل از اينكه تمام حكومت هاي خونخوار گذشته با همين متد و روشهاي غلط سبب نابودي خويش گشته اند.

ياران و همراهان گرامي ، با اين همه سختيها و موانعي كه در اين راه وجود دارد ايمان داشته باشيد كه پيروزي نهايي ما هستيم . مايي كه جان گرفته از من و تو و امام زمان و همه پيامبران و بينش وران و انسانهايي است كه هدايت بشر را سر داده اند زيرا جهان بر پايه اين رمز به خلقت و كمال رسيده....

 

(( راهبر : من در انتظار آن لحظه ي بزرگ راه انقلاب با توام و ثانيه شماري ميكنم ، فرارسيدن آن لحظه ، شكوه زندگي من است، آن لحظه فرمان آزادي بشريت و فرمان صلح و پيروزي ، آغازي بر خلع سلاح عمومي و بقاي نسل ها از خطر سلاح هاي هسته اي و پايان جنگ و ستيز كه فقط با ظهور شما ياران انديشه ام امكان پذير است. بايد آغاز كرد و لحظات پر شكوه حال را به فرداها وا نگذاشت. ))

 

روزي من و تو يك نفر بوديم زيرا همه چيز از همان ذات واحد ابدي درست شده بود.

گوش كن پاره تن من :

اكنون من آن تكه ي ديگر توام كه رزم را به صورت مبارزه اي

 براي بازگشت به ياد تو مي آرد ،

مشق بسيار بايد براي روز بازگشت ، اميد كه آموزه هايم دست تو را بگيرد

باشد كه همديگر را پيروز و جاودان يابيم

روز رزم حقيقي

بشارت باد

 

نوشته شده توسط همراه  | لینک ثابت |

(( 7 )) شنبه شانزدهم آبان 1388 20:48

انقلاب فرهنگي آقا ابراهيم ميرزايي با همه ي اين دسيسه ها مقابله ميكند و ذات و فطرت انسان را در يك سو و جهل و تاريكي را در سويي ديگر در مقابل عقل و انديشه ي انسان قرار مي دهد تا حاكميت عقل انسان را بر خواسته هاي خويش نمايان كند و به اين طريق اصول و بناي انقلاب فرهنگي خود را براي جهان چنين بيان ميكند : (( زندگي نبرد انسانهاست ، در اين نبرد خواست هاي فراواني پيش رو داريم، خواست ما چيزي نيست كه بتوان از آن چشم پوشيد چون آنچه ما ميخواهيم خواست همه انسانهاست. شالوده و روبناي جامعه ي ما انسانها را ارج مي نهد و ميشناسد، انهايي را هم كه قدري از اين اصول بدورند ، ميسازد بدون اينكه از ميان بردارد.

جامعه ما همه خونها را پاك ميداند اگر آلودگي هست در انديشه هاست. هميشه غرور ملي خود را حفظ خواهيم كرده با اين توضيح كه غرور ما مرز جغرافيايي نميشناسد چون خود را متعلق به تمام گيتي مي دانيم. نگران همه انسانهاييم.

من و تو هميشه برادر مردان و زنان همه ملت ها باقي خواهيم ماند،كساني كه براي انسانها پيكار ميكنند،رنج ميبرند و پيروز ميشوند.

كلام منو تو آزادي و يگانگي تمام انسانهاست، بر اين اساس تمام پديده ها بايد در خدمت و تعيين كننده ي اين آزادي و يگانگي  باشد.

اصولا چرا توجه نكنيم به مفهوم واقعي زيستن در دوراني كه در آن به اسارت افتاده ايم؟ دوران برتري تفاله هاي دارنده ابزار و وسايل توليد، دوراني كه آدم هاي متعقل را نيز وا ميدارد كه به صورت پيچ و مهره هاي دستگاه عظيمي در آيند براي دوام بخشيدن هر چه بيشتر استثمار طبقات اكثريت محكوم به وسيله طبقه يا قشر اقليت حاكم .

دنياي ما پر از نا برابريها ، تضادها و تجاوزهاست، پر از بيدادگري و تاراج است، تاراج ثروت ها، فرهنگ تمدن ها و انديشه ها .

در گوشه اي از جهان افراد با قدرت تكنولوژي خود آسمان را تسخير ميكنند و در گوشه اي ديگر فرهنگها و تمدنهاي ديگر كشورها از طريق تلويزيون و رايانه هاي وارداتي به تماشاي اين قدرت مينشينند ، با چشماني خجل ، چهره اي متعجب و دهاني باز و مغزهايي كه گنجايش پذيرش اين پيشرفت ها را ندارند.

چرا ؟ چطور ؟ چه بايد كرد ؟

در آن سو اكثريت ره گم كردگان و در اين سو آزاد انديشان انگشت شمار كه بي ثمريشان معلول همنوعِ ره گم كرده شان است و ديگر هيچ. دسته متجاوزين هم كه هر روز فربه تر و دريده تر ميشود.

ولي دوست من با همه اينها كه بر تو گفتم حق نداري بهراسي وسرت را در لاك خود فرو بري . فلسفه انساني تو تمام ناهنجاريهاي را سركوب ميكند . دوست من فقدان اين اصول و گرايش ها رمز و راز ناتواني و زبوني كنوني بشر است.

روان چيست؟ روح ژرفايي چيست؟ انديشه ي انسان بايد بر بزرگي او فرمانروا شود. درك روح جهاني، جهان در رهبري روح بشر است . اراده چيست؟ اراده حقيقت انسان است. انسان ميزان همه چيز است.))

 

ادامه دارد......

نوشته شده توسط همراه  | لینک ثابت

(( 6 )) شنبه شانزدهم آبان 1388 20:48

و اين انقلاب انديشه كه خودشناسي پايه و اساس آن است در مقايسه با انقلابي كه در سال هزار و سيصد و پنجاه و هفت در ايران رخ داد كاملا متمايز است و در آن لزومي بر استفاده ابزاري از دين و احساسات ديني مردم نيست تا به ريختن خون حتي يك نفر منجر شود و ضرورتي ندارد كه پولها و ثروت هاي كلان  كه از آن مردم و بيت المال كشور است جهت دوام بخشيدن اين انقلاب ! صرف و نبليغ و نشان دادن مذهب به ظاهر شيعي خود و يا سركوب  مخالفان آن در داخل و خارج كشور گردد و در نهايت تبديل به حكومتي خونخوار و فاسدي شود كه جان و مال و حتي ناموس و فرهنگ و تمدن چندين هزار ساله ي ملتي را مورد تجاوز قرار دهد كه خود ندا دهنده و بنيانگذار حقوق بشر و انسانيت در چندين هزار سال پيش و قبل از اينكه اسلام ظهور نمايد  بوده است. بلكه بالعكس، در انقلاب فرهنگي آقا ابراهيم ميرزايي افكار و عمل ما نشان دهنده هويت و ماهيت ماست و اين هويت و ماهيت هر ملتي است كه جهان را به سوي خود جذب يا دفع مي كند.  ماهيت و هويت انقلاب فرهنگي ما ، انشاء تن و روان و طريقت دانايي در توانايي و راز انسانيت و صلح و آرامش و سرانجام رجوع انسان به ذات انسانيت و فطرت خويش است.

آري اين نوع انقلاب است كه بر روح و روان بشريت حكومن ميكند نه انقلابي كه بر ملت  فريب خورده ي تنها يك كشور و آن هم بر يك يا چند نسل از آن به زور تبليغات كذب و دادن امتيازات مختلف به اطرافيان و جيره خواران فريب خورده ي دربار خويش كه در همه حكومت هاي فاسد ، اينگونه افراد بسيار هستند، حكومت كرده و پايه هاي سلطنت خويش را محكمتر سازد تا لحظه اي بيشتر دوام داشته باشد.

ادامه دارد....

 

نوشته شده توسط همراه  | لینک ثابت